۱۳۸۹ خرداد ۲۰, پنجشنبه

چرند نوشتن به از هرگز ننوشتن

هر وبلاگ‏نویسی، حتماً روزی یک انگیزه‏ای داشته!
شاید حس کرده استعداد نوشتن دارد و وبلاگش را جایی دانسته که می‏تواند برایش شروعی باشد.
شاید کارتونیست بوده و خواسته کارتون‏هایش را آنجا قرار بدهد تا نظرات دیگران را هم بداند.
شاید خواسته کشف بشود.
شاید کشف شده بوده و خواسته بیشتر کشف بشود.
شاید خواسته روزانه‏هایش را یک جا بنویسد.
و شایدهای دیگر.
سال گذشته این موقع‏ها بود که یک وبلاگی ساختم و هفته‏ای یک‏بار مشغول آپ کردن آن شدم. از آن‏جایی که موضوع خاص داشت، و متناسب با حال و هوای پارسال این موقع (!!!) بود و در نتیجه جیز بود، به تیر غیب هیلتر گرفتار شد. در آن زمینه چندان تخصصی نداشتم و تصمیم گرفتم کار را بدهم دست کاردان و این‏ها و ادامه ندهم و بیشتر بخوانم.
در بعضی وبلاگ‏ها دیده بودم که لینکدانی آن‏ها طوری‏ست که وبلاگ‏های آپ دیت شده می‏آیند بالا. به به... چی از این بهتر! آن زمان، یعنی سه ماه پیش، از وجود مخلوق دوستداشتنی‏ای به نام گودر و نحوه‏ی کارش بی‏اطلاع بودم؛ و تنها انگیزه‏ام از ساختن اینجا، لینکدانی مجهز به فیدخوان‏اش بود! به به چه انگیزه‎ای! آدم لذت می‏برد از این همه استعداد نوظهور ِ پرانگیزه و جوان!
و My Days اولین اسمی بود که به ذهنم رسید و Helen اسم شخصیت کارتونی بود که از آن خوشم می‏آمد. (الاستی گرل در شگفت انگیزان) و پسورد آن هم شد چند عدد به همراه یک کلمه که آن لحظه مادرم داشت با تلفن حرف می‏زد و آن را به زبان آورد.
پشیمان نیستم؛ نوشته‏هایم را یک جا به صورت بایگانی دارم و از آن مهم‏تر خوانده می‏شوند و مجبور نیستم مدام بنویسم و برای آقای میم ایمیل کنم و او هم نوشته‏ی مرا با مقاله‏های عبدالکریم سروش مقایسه کند و بگوید: "خوبه که می‏نویسی. اما یه جورایی ضعیف می‏نویسی." "ایده‏ت ایده‏ی جالبیه، اما خوب نپروروندی‏ش." و من هم لبخند ابلهانه‏ای بزنم تا قیافه‏ی کسانی را پیدا کنم که می‏میرند برای انتقاد و از اینکه از کارشان ایراد گرفته شود مثل این شترمرغی که عکسش اینجا هست خوشحال می‏شوند، و سعی در بهبود کارشان دارند. و مدام بنویسم به امید اینکه فقط یک‏بار از حضرت آقا بشنوم "وای... تحت تاثیر قرار گرفتم!"
بماند که من هم بی‏گدار درباره‏ی نوشته‏هایش نظر می‏دادم.
حالا وارد مسائل خانوادگی نمی‏شوم.
وقتی به لیست فیدهایی که مشترک شده‏ام نگاه می‏کنم، آن‏هایی را مشتاق‏تر دنبال می‏کنم که تخصصی‏تر می‏نویسند؛ آن‏هایی که طنز زیبایی دارند؛ و استثناً چندتایی که روزمره‏نویسی‏شان برایم جذاب است.
این‏ها را نوشتم که در آخر بگویم بسیار خوشحالم که اینجا را دارم.
نوشته‏هایم نگهداری می‏شود و توسط چند نفر خوانده می‏شود و معمولاً کسی من ِ تازه قلم را با عبدالکریم سروش مقایسه نمی‏کند.
حداقل چیزی که از نوشتن گیرم می‏آید این است که حالم بهتر می‏شود. و به این خاطر است که می‏گویم: "چرند نوشتن بهتر از هرگز ننوشتن است."
برای روزمره‏نویسی ِ کمتر و متخصص‏مابانه‏نویسی ِ بیشتر، کمی بیشتر مطالعه می‏کنم.
با وبلاگ هایی آشنا شده‏ام که قبلاً نمی‏شناختم و متاسفم که چرا زودتر پیدایشان نکرده‏ام.
چیزی برایم عجیب است، و آن این که چرا وقتی وبلاگ قبلی را داشتم هیچ کدام از این‏ها را درک نکردم!
دنیای غریبی‎ست، این دنیای مجازی...
-------------------------------------------------------------------------------------------
+ در پی فراخوان پست قبل، از طرف شرکت کنندگان تعدادی ایمیل دریافت شد، که متخصصان ما آن‏ها را فتوشاپ‏الحیل (حیله‏های فتوشاپی) تشخیص داده و از دور مسابقات حذف کردند.
+ یه نفر به من می‏گه چطور کسی رو (در گوگل ریدر) follow کنم، لطفاً؟

۱۷ نظر:

  1. آفرین به دختر خوب وزیبا و"خوب نپروراندی"ش!. فقط خواستم بگویم من اول شدم(عشق کامنتی ها= ازاینجا شروع می شود نوشتن). ودیگر هیچ.
    بخدامن بی تقصیرم ولی زمانی که قرار بوده من بمیرم (30 سال پیش) هنوز واژۀ "نرم افزار" هم اختراع نشده بود چه رسد به دنیای نرم افزار(مجازی مثلاً) پس من از کجا بدانم آن سؤالی را که خودت بلدنیستی.follow me یا...هو

    پاسخ دادنحذف
  2. ما هم خوشحالیم که آرش پیرزاده نازنین و آن همایش اثر همچین اثری داشت که ما را با شما بیاشنایاند !

    پاسخ دادنحذف
  3. دنیای مجازی داره دنیای واقعی رو تصاحب می کنه... دیگه حتی به موازاتش هم پیش نمی ره..برای بعضی از ما شده خود دنیای واقعی...

    پاسخ دادنحذف
  4. به نظر من عالی می نویسی من عاشق وبلاگتم

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام بانو
    توی گودر صفحه هر کسی رو که باز کنی مجموع آیتم های شیر شده ش رو میبینی. بالاش یه گزینه داره (بالای صفحه) follow X که این X اسم طرفه! به همین راحتی
    اگرم شخص خاصی مد نظرت نیست و کلا میخوای تازه وارد گودر بشی، یه نوشته ای که مطابقه سلیقته پیدا کن بالاش اسامی کسانی که بهش لایک دادن هست. این آدما یحتمل سلیقه شون به تو نزدیکه. روی اسم هر کسی کلیک کنی صفحه ش باز میشه و ... (بقیه ش مثل بالا!)

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام بانو
    توی گودر صفحه هر کسی رو که باز کنی مجموع آیتم های شیر شده ش رو میبینی. بالاش یه گزینه داره (بالای صفحه) follow X که این X اسم طرفه! به همین راحتی
    اگرم شخص خاصی مد نظرت نیست و کلا میخوای تازه وارد گودر بشی، یه نوشته ای که مطابقه سلیقته پیدا کن بالاش اسامی کسانی که بهش لایک دادن هست. این آدما یحتمل سلیقه شون به تو نزدیکه. روی اسم هر کسی کلیک کنی صفحه ش باز میشه و ... (بقیه ش مثل بالا!)

    پاسخ دادنحذف
  7. به دلقک ایرانی:
    مرسی!

    به آقای باقرلو:
    me 2!

    به زهرا باقری شاد:
    هووووم... یه کم بدبینانه‏ست!

    به آقای روحبخش:
    :) :)

    به آرش پیرزاده:
    مرســــی

    پاسخ دادنحذف
  8. کلا بنویس شما ... طرفدارم که زیاد داری ... دردت چیه دیگه؟!

    پاسخ دادنحذف
  9. helen jan, dar morede soalet, tu tuye "view my complete blog" mituni beri v ye itemy dar be name " blogs i follow" ke age ouno bezani , baz mituni blog hayi ke dus dario add koni ....
    hala moshkele man! man 2 ta add kardam! ama nemidunam chetor deleteshun konam!!

    پاسخ دادنحذف
  10. تولد وبلاگت مبارک
    شاد و سبز باشی.
    نقش ونگار بیداری خوابهای 24 ساعته

    پاسخ دادنحذف
  11. painted-veil.persianblog.com۲۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰:۵۴

    نوشتن کمترین معنی اش زنده بودنه. شخصیت های رمان های بکت به یادم میاد که از زندگیشون جز نوشتن چیزی واسشون باقی نمونده.

    پاسخ دادنحذف
  12. به محمدرضا:
    ممنون. اما من هنوز نفهمیدم چطور باید follow کرد!
    اینکه روی اسم هر کسی کلیک کنم می تونم follow کنم صحیح، اما فقط اسم ها رو می تونم از بین اونایی که لایک زدن پیدا کنم.

    به نقش و نگار:
    هووووم... یه 9ماهی مونده! به هر حال ممنونم که پیشاپیش تبریک گفتین.

    به پرده نگار:
    تعبیر قشنگی بود. جداً.

    پاسخ دادنحذف
  13. هلن جان روی اسم ها که کلیک کنی بعد پروفایلش را میبینی که کنارش آیتم فالو دیس پرسن رو داره اونو بزن میشی جزو فالوورهای اون شخص

    پاسخ دادنحذف
  14. هلن جان به نظر من هم خیلی خوب می نویسی ولی تا روده ام دراز است بگذار بگویم که اصولا هر انسانی که می نویسد سبک نگارش خودش را دارد.من نویسندگانی را می شناسم که از سبک نگارش آنها متنفر هستم و عاشق سبک نگارش برخی دیگر از نویسندگان نیز هستم. هر سبک نگارشی خواهان خودش را دارد و تا زمانی که از یک الگوی خاص پیروی کند حتی اگر پست مدرنیسم هم باشد عده ای آن را خواهند خواند. اگر خوانده شدی یعنی اینکه موفق هستی و هیچ گمانی هم به خودت راه نده. مقایسه شما با عبدلی مثل مقایسه فتوشاپ با اتوکد است که هرکدام را بهر کاری ساخته اند. به حرف هیچ کسی هم گوش نکن و همان جوری که راحت هستی و دوست داری بنویس دقیقا همان چیزی که هستی. بهرحال نوشتارت برای من بسیار گیرا است.

    پاسخ دادنحذف
  15. شترمرغها قیافه خوشحالی دارن ولی این یکی خوشحال نیست
    عصبانیه

    پاسخ دادنحذف