هر وبلاگنویسی، حتماً روزی یک انگیزهای داشته!
شاید حس کرده استعداد نوشتن دارد و وبلاگش را جایی دانسته که میتواند برایش شروعی باشد.
شاید کارتونیست بوده و خواسته کارتونهایش را آنجا قرار بدهد تا نظرات دیگران را هم بداند.
شاید خواسته کشف بشود.
شاید کشف شده بوده و خواسته بیشتر کشف بشود.
شاید خواسته روزانههایش را یک جا بنویسد.
و شایدهای دیگر.
سال گذشته این موقعها بود که یک وبلاگی ساختم و هفتهای یکبار مشغول آپ کردن آن شدم. از آنجایی که موضوع خاص داشت، و متناسب با حال و هوای پارسال این موقع (!!!) بود و در نتیجه جیز بود، به تیر غیب هیلتر گرفتار شد. در آن زمینه چندان تخصصی نداشتم و تصمیم گرفتم کار را بدهم دست کاردان و اینها و ادامه ندهم و بیشتر بخوانم.
در بعضی وبلاگها دیده بودم که لینکدانی آنها طوریست که وبلاگهای آپ دیت شده میآیند بالا. به به... چی از این بهتر! آن زمان، یعنی سه ماه پیش، از وجود مخلوق دوستداشتنیای به نام گودر و نحوهی کارش بیاطلاع بودم؛ و تنها انگیزهام از ساختن اینجا، لینکدانی مجهز به فیدخواناش بود! به به چه انگیزهای! آدم لذت میبرد از این همه استعداد نوظهور ِ پرانگیزه و جوان!
و My Days اولین اسمی بود که به ذهنم رسید و Helen اسم شخصیت کارتونی بود که از آن خوشم میآمد. (الاستی گرل در شگفت انگیزان) و پسورد آن هم شد چند عدد به همراه یک کلمه که آن لحظه مادرم داشت با تلفن حرف میزد و آن را به زبان آورد.
پشیمان نیستم؛ نوشتههایم را یک جا به صورت بایگانی دارم و از آن مهمتر خوانده میشوند و مجبور نیستم مدام بنویسم و برای آقای میم ایمیل کنم و او هم نوشتهی مرا با مقالههای عبدالکریم سروش مقایسه کند و بگوید: "خوبه که مینویسی. اما یه جورایی ضعیف مینویسی." "ایدهت ایدهی جالبیه، اما خوب نپروروندیش." و من هم لبخند ابلهانهای بزنم تا قیافهی کسانی را پیدا کنم که میمیرند برای انتقاد و از اینکه از کارشان ایراد گرفته شود مثل این شترمرغی که عکسش اینجا هست خوشحال میشوند، و سعی در بهبود کارشان دارند. و مدام بنویسم به امید اینکه فقط یکبار از حضرت آقا بشنوم "وای... تحت تاثیر قرار گرفتم!"
بماند که من هم بیگدار دربارهی نوشتههایش نظر میدادم.
حالا وارد مسائل خانوادگی نمیشوم.
وقتی به لیست فیدهایی که مشترک شدهام نگاه میکنم، آنهایی را مشتاقتر دنبال میکنم که تخصصیتر مینویسند؛ آنهایی که طنز زیبایی دارند؛ و استثناً چندتایی که روزمرهنویسیشان برایم جذاب است.
اینها را نوشتم که در آخر بگویم بسیار خوشحالم که اینجا را دارم.
نوشتههایم نگهداری میشود و توسط چند نفر خوانده میشود و معمولاً کسی من ِ تازه قلم را با عبدالکریم سروش مقایسه نمیکند.
حداقل چیزی که از نوشتن گیرم میآید این است که حالم بهتر میشود. و به این خاطر است که میگویم: "چرند نوشتن بهتر از هرگز ننوشتن است."
برای روزمرهنویسی ِ کمتر و متخصصمابانهنویسی ِ بیشتر، کمی بیشتر مطالعه میکنم.
با وبلاگ هایی آشنا شدهام که قبلاً نمیشناختم و متاسفم که چرا زودتر پیدایشان نکردهام.
چیزی برایم عجیب است، و آن این که چرا وقتی وبلاگ قبلی را داشتم هیچ کدام از اینها را درک نکردم!
دنیای غریبیست، این دنیای مجازی...
-------------------------------------------------------------------------------------------
+ در پی فراخوان پست قبل، از طرف شرکت کنندگان تعدادی ایمیل دریافت شد، که متخصصان ما آنها را فتوشاپالحیل (حیلههای فتوشاپی) تشخیص داده و از دور مسابقات حذف کردند.
+ یه نفر به من میگه چطور کسی رو (در گوگل ریدر) follow کنم، لطفاً؟
-------------------------------------------------------------------------------------------
+ در پی فراخوان پست قبل، از طرف شرکت کنندگان تعدادی ایمیل دریافت شد، که متخصصان ما آنها را فتوشاپالحیل (حیلههای فتوشاپی) تشخیص داده و از دور مسابقات حذف کردند.
+ یه نفر به من میگه چطور کسی رو (در گوگل ریدر) follow کنم، لطفاً؟

آفرین به دختر خوب وزیبا و"خوب نپروراندی"ش!. فقط خواستم بگویم من اول شدم(عشق کامنتی ها= ازاینجا شروع می شود نوشتن). ودیگر هیچ.
پاسخ دادنحذفبخدامن بی تقصیرم ولی زمانی که قرار بوده من بمیرم (30 سال پیش) هنوز واژۀ "نرم افزار" هم اختراع نشده بود چه رسد به دنیای نرم افزار(مجازی مثلاً) پس من از کجا بدانم آن سؤالی را که خودت بلدنیستی.follow me یا...هو
ما هم خوشحالیم که آرش پیرزاده نازنین و آن همایش اثر همچین اثری داشت که ما را با شما بیاشنایاند !
پاسخ دادنحذفدنیای مجازی داره دنیای واقعی رو تصاحب می کنه... دیگه حتی به موازاتش هم پیش نمی ره..برای بعضی از ما شده خود دنیای واقعی...
پاسخ دادنحذف:)
پاسخ دادنحذفبه نظر من عالی می نویسی من عاشق وبلاگتم
پاسخ دادنحذفسلام بانو
پاسخ دادنحذفتوی گودر صفحه هر کسی رو که باز کنی مجموع آیتم های شیر شده ش رو میبینی. بالاش یه گزینه داره (بالای صفحه) follow X که این X اسم طرفه! به همین راحتی
اگرم شخص خاصی مد نظرت نیست و کلا میخوای تازه وارد گودر بشی، یه نوشته ای که مطابقه سلیقته پیدا کن بالاش اسامی کسانی که بهش لایک دادن هست. این آدما یحتمل سلیقه شون به تو نزدیکه. روی اسم هر کسی کلیک کنی صفحه ش باز میشه و ... (بقیه ش مثل بالا!)
سلام بانو
پاسخ دادنحذفتوی گودر صفحه هر کسی رو که باز کنی مجموع آیتم های شیر شده ش رو میبینی. بالاش یه گزینه داره (بالای صفحه) follow X که این X اسم طرفه! به همین راحتی
اگرم شخص خاصی مد نظرت نیست و کلا میخوای تازه وارد گودر بشی، یه نوشته ای که مطابقه سلیقته پیدا کن بالاش اسامی کسانی که بهش لایک دادن هست. این آدما یحتمل سلیقه شون به تو نزدیکه. روی اسم هر کسی کلیک کنی صفحه ش باز میشه و ... (بقیه ش مثل بالا!)
به دلقک ایرانی:
پاسخ دادنحذفمرسی!
به آقای باقرلو:
me 2!
به زهرا باقری شاد:
هووووم... یه کم بدبینانهست!
به آقای روحبخش:
:) :)
به آرش پیرزاده:
مرســــی
به مرحومه ی عزیز:
پاسخ دادنحذف2× مرسی.
کلا بنویس شما ... طرفدارم که زیاد داری ... دردت چیه دیگه؟!
پاسخ دادنحذفhelen jan, dar morede soalet, tu tuye "view my complete blog" mituni beri v ye itemy dar be name " blogs i follow" ke age ouno bezani , baz mituni blog hayi ke dus dario add koni ....
پاسخ دادنحذفhala moshkele man! man 2 ta add kardam! ama nemidunam chetor deleteshun konam!!
تولد وبلاگت مبارک
پاسخ دادنحذفشاد و سبز باشی.
نقش ونگار بیداری خوابهای 24 ساعته
نوشتن کمترین معنی اش زنده بودنه. شخصیت های رمان های بکت به یادم میاد که از زندگیشون جز نوشتن چیزی واسشون باقی نمونده.
پاسخ دادنحذفبه محمدرضا:
پاسخ دادنحذفممنون. اما من هنوز نفهمیدم چطور باید follow کرد!
اینکه روی اسم هر کسی کلیک کنم می تونم follow کنم صحیح، اما فقط اسم ها رو می تونم از بین اونایی که لایک زدن پیدا کنم.
به نقش و نگار:
هووووم... یه 9ماهی مونده! به هر حال ممنونم که پیشاپیش تبریک گفتین.
به پرده نگار:
تعبیر قشنگی بود. جداً.
هلن جان روی اسم ها که کلیک کنی بعد پروفایلش را میبینی که کنارش آیتم فالو دیس پرسن رو داره اونو بزن میشی جزو فالوورهای اون شخص
پاسخ دادنحذفهلن جان به نظر من هم خیلی خوب می نویسی ولی تا روده ام دراز است بگذار بگویم که اصولا هر انسانی که می نویسد سبک نگارش خودش را دارد.من نویسندگانی را می شناسم که از سبک نگارش آنها متنفر هستم و عاشق سبک نگارش برخی دیگر از نویسندگان نیز هستم. هر سبک نگارشی خواهان خودش را دارد و تا زمانی که از یک الگوی خاص پیروی کند حتی اگر پست مدرنیسم هم باشد عده ای آن را خواهند خواند. اگر خوانده شدی یعنی اینکه موفق هستی و هیچ گمانی هم به خودت راه نده. مقایسه شما با عبدلی مثل مقایسه فتوشاپ با اتوکد است که هرکدام را بهر کاری ساخته اند. به حرف هیچ کسی هم گوش نکن و همان جوری که راحت هستی و دوست داری بنویس دقیقا همان چیزی که هستی. بهرحال نوشتارت برای من بسیار گیرا است.
پاسخ دادنحذفشترمرغها قیافه خوشحالی دارن ولی این یکی خوشحال نیست
پاسخ دادنحذفعصبانیه