در یک مقاله علمی خواندم...
چند عامل بددهنی و فحاشی:
1-دشنام دادن بهخاطر يك اتفاق دردناك و غير منتظره مانند اصابت سر به يك جسم محكم و يا خوردن چكش به انگشتان دست هنگام كوبيدن ميخ.
2- دشنام گويی به منظور برقراری هويت گروهی. عضويت در يك گروه خاص و حفظ مرزهای آن گروه.
3- ابراز همبستگی، اتحاد و همدردی با ديگران.
4- ابراز صميميت و اعتماد (به ويژه ناسزا گويی زنان در حضور زنان ديگر).
5- برای افزايش شوخ طبعی، تاكيد و يا غافلگير كنندگی.
6-تلاش برای مستور ساختن ترسها و ناامنیهای فردی.
7-دشنام گويی از روی عادت.
8- يک شيوهای برای كنار آمدن با استرس و تنش. دشنام گويی برای تخليه خشم و تسكين استرس. مانند گريه كردن عمل ميكند.
9- بهمنظور برانگيختن خشم ديگران و تحريك آنها. ابزاری برای تحقير، توهين و يا ارعاب.
10-ابزاری بهعنوان محرک تمايلات جنصی.
11- دشنام دادن بهمنظور جلب توجه، خود نمايی و يا خود شيرينی.
12-بد دهانی بهمنظور قدرت نمايی.
*******
جمعه شب، با خانواده داشتیم "پارازیت" تماشا میکردیم. چند لحظه با مادرم مشغول صحبت شدم؛ بعد یک قسمت را پخش کرد که یکی از نمایندگان مجلس، خطاب به یک نمایندهی دیگر، گفت "خفه شو، بتمرگ، پفیوز!" مادر این آخری را که شنید چشمهایش گرد شد و لبش را گاز گرفت و گفت: "کی بود؟!"
خواهر گفت: "مطهری بود." چون حواسم نبود و متوجه نشده بودم اسم چه کسی را برد.
گفتم: "نــــــه اشتباه میکنی. مطهری؟! میدونی این مطهری کیه؟ پسر مطهری ـه!"
درست است که از اسولگرا جماعت خوشم نمیآید، اما به دلایل نامعلومی حساب این یکی اسولگرا را جدا از بقیه تصور میکردم. از شما چه پنهان، بعضی انتقادهایش را که میخواندم خوشم میآمد.
خلاصه آنکه روی حرفم پافشاری کردم. تا آنکه برای رو کم کنی آمدیم دوتایی پای کامپیوتر نشستیم و کلمهی "خفه شو بتمرگ مجلس" را سرچ کردم.
بله... آقای علی آقای مطهری خطاب به کوچکزاده این الفاظ را به کار برده بودند.
این اتفاق کسی را عصبانی نکرد. چندان مهم نبود. به زودی فراموش میشود. انگار خیلی هم غیرعادی نبود.
نمیدانم فقط برای من اینطور است یا بقیه هم حس من را دارند. با اینکه به من ثابت شده، بهارستان، همان چالهمیدان دیپلماتیک خودمان است؛ با اینکه به من ثابت شده مملکت صاحاب ندارد؛ اما باز هم این موضوع خیلی مرا ناراحت کرد و برایم عجیب بود؛
که نمایندهی پایتخت، نمایندهی هشت میلیون تهرانی، پسر مرتضی مطهری، روبروی دوربینهای تلوزیونی، پشت تریبون مجلس، به نمایندهی دیگری بگوید....
....همان که گفت.











