با خودم قرار گذاشته بودم دو روز در میان اینجا را آپ کنم...
غافل از اینکه حس نوشتن دل بخواهی نیست که هر وقت میخواهی بیاید و...
مخصوصاً که یک نفر پشت سرت نشسته باشد و از یک مسئلهای عصبانی باشد و وقتی داری حس میگیری که کلمات را دعوت کنی، یهو دوتا ناسزای آبدار روانهی مسئولان کند.
مخصوصاً که بدش هم نیاید بفهمد چه مینویسی.
مخصوصاً که مادر گهگدار سر بزند و بگوید "پروژه در چه حاله؟" و تو یکی از مینیمایز شدهها را باز کنی و بگویی "چند تا ارور داره که نمیدونم از کجاست" و با جواب کوبندهی "خودتی" مواجه شوی.
مخصوصاً که دور و برت کاغذهای مربوط به پروژهی کذایی، پخش و پال باشد که از دیدنشان بخواهی سر به بیابان بگذاری.
مخصوصاً که چند نفری که میشناختی برای "پول بده، پروژه بگیر" سرشان شلوغ باشد و وسط مطلب نوشتنات یکی از آنها SMS بدهد که "خانم فلانی، با عرض پوزش نمیتونم پروژه را براتون انجام بدم. موفق باشید." ایـــــــــش!
مخصوصاً که این هفته دوتا مهمانی دعوت داشته باشی و مدام از خودت بپرسی "حالا من چی بپوشم؟!"
مخصوصاً که...
غر زدنهایم جدی نیستند. چند روز دیگر تمام میشوند.
سلام
پاسخ دادنحذفممنون از کامنتتان
راستش خواستم کامنت بگذارم نگاهی به جمله های کوتاه درج شده در گوشه ی وبلاگتان کردم دیدم به جز از انتوان دو سنت اگزوپری(جن و پری؟!) از تمامی شان متنفرم!
چقدرحست خوشگل وآشنا ودوست داشتنی وانسانی ودخترانه وجوون است. دوست دارم آدم ها درطبیعت دقیق ودرست خودشان باشند ومن نگاهشان کنم برای لذت. یا...هو
پاسخ دادنحذفپ ن:
ازپروزه چه خبر؟ سؤال جاری درگوشی های همه بطرف ایران وخونه وبچه ها هم است همیشه. راستی ازپروژه چه خبر؟
به محمدرضا:
پاسخ دادنحذفنظر لطف شماست. مرسی از اینهمه رک گویی!
به دلقک ایرانی:
:)
مرسی.
پ.ن: پروژه؟ در دست اقدام.
حیفه این همه زحمت و درس خوندن به خاطر اینترنت از بین بره
پاسخ دادنحذفواسه وب همیشه وقت هست
می دونم حسش نی
ولی چند پروژه موهوم تره
غر های مشترک!...بی خیال،این پروژه ها آخرش ردیف می شه با عنایت الهی!!!
پاسخ دادنحذفاگه بدونی چند تا نوشته و کار ناتموم دارم اصلا تعجب نمی کنی، مخصوصا که سرت شلوغ باشه.
پاسخ دادنحذفو در این وانفسای هزاران فکر و دغدغه، جداً هم که بد غمی است که «چی بپوشید؟» .... تشریف بیارید آمریکا تا از این یک غصه ی بزرگ هم رها شوید که بزرگترین هدف آمریکایی ها آن است که خود را بپوشند آنهم فقط و فقط بخاطر آنکه تن و بدن و بدنبال آن روح و روانشان راحت و آسوده باشد.
پاسخ دادنحذفیکبار هم شما سنت شکنی کنید و آنطور که راحتید عمل کنید....باور کنید نتیجه ی خوبی خواهد داشت.
حالا زیاد حرف مرا جدی نگیر... ولی اگر عمل کردی خوشحال میشم که نتیجه اش را بدانم.
ارادتمند حمید....ایالت میزوری
سلام سخت نگیر تمام میشه
پاسخ دادنحذفبه کیامهر:
پاسخ دادنحذفچشم! بله پروژه خیلی موهومه
به یک مالیخولیایی:
امیدوارم. البته امیدواری کافی نیست.
به درخت ابدی:
مخصوصاً که...
به حمید عزیز:
چشم، خدمت می رسیم. فقط اگه زحمتی نیست یه اقامت برای من مهیا کنید ممنون می شم.
به آرش پیرزاده:
بله...
اون "لباس چی بپوشم" و منم پایم !
پاسخ دادنحذفحسش اون وقتی می رسه که وقتت تمومه و نه راهی به جلو داری ونه کوره راهی به عقب ،اونوقته که دل به کار میدی..
پاسخ دادنحذفلوطیت واسه پروپوزال هفت روز وقت داره ، و این یعنی شیش روز بیخیالی و دیازپام و
off
بعد اونوقت با این همه اتفاق خیلی حوصله میخواد که بیای آپ کنی
پاسخ دادنحذفسلام مرسی که اومدی پیشم
پاسخ دادنحذفهمیشه وقتی یه اجباری هست برای انجام یه کار اونو می گذارم تا همون لحظه آخر و میونش همه کارهای متفرقه عمرمو انجام می دم
به پرده پرنگار:
پاسخ دادنحذفexactly looti!
به پرند:
یاد سحر جغفری جوزانی افتادم، تو یکی از سریال های مدیریکه می گفت "من چی بپوشم؟!"
به آنشرلی:
آپ کردن هم این موقع می شه یه راه فرار.
به محیا:
می گم انگار این سندرم دقیقه90 رو هممون داریم! البته شدتش فرق می کنه
سلام ممنون دوست عزيز از تذكر بموقعه ات
پاسخ دادنحذفمن اصلا توجهي به مطلب مي نو نكرده بودم و كلي ازش معذرتخواهي كردم
ممنون كه يادآوري كردي مرسي
این پول بده پروژه بگیرها هم دیگه شورشو در آوردند...ایش!
پاسخ دادنحذفو زندگی ای که به هم گره خورده و باز نمی شه!
پاسخ دادنحذفراس گفتن که هر چی سنگه مال پای لنگه!
امیدوارم زودتر همه چی حل شه.
به حبیب:
پاسخ دادنحذفخواهش
به هلیا:
اینجوری: ایـــــــــــششششششش (به همراه بیرون ریختن مقداری آب دهن)
به داروگ:
مرسی داروگ عزیز
منم امیدوارم کلاً. کلاً امیدوار بودن خوبه.
راستی...
کی می رسد باران؟
همین کارهای فوق برنامه مهمند. از کارهای ضروری هیچ چی در نمیاد!
پاسخ دادنحذفسلام هلن خوبی/ وقتت بخیر...
پاسخ دادنحذفاین روزها هیچ چیز و هیچکس جدی نیست بهتره شما هم نباشید...
به نوید:
پاسخ دادنحذفممنون از راهنماییتون! :)
به محمدرضا:
وقت شما هم بخیر
یو ر رایت
اصولا غر زدن رو خیلی دوست دارم مخصوصا زمانی که آدم حس نداشته باشه کاری انجام بده . غر زدن از روی حس نداشتن میشه بهانه گیری .
پاسخ دادنحذفبهشت را به بها دهند نه به بهانه
مطلب جالبی بود دستت درد نکنه
سلام
پاسخ دادنحذفاول اینکه پس کامنت من کو؟ تو یه پست دیگه اشتباهی گذاشته بودم؟؟؟؟
دو خوب تبلی بسه، بنویس دیگه! گفتی دو روز یه بار، حالا داره یه هفته می شه ها!!
سه روزه رفته ای ، سی روزه حالا ااااااا
به توت فرنگی:
پاسخ دادنحذفخواهش می کنم
به آکو:
راستش کامنت ها به صورت ایمیل برام می آد ولی چیزی ندیدم.
اگه پاک شده یا هر چیز دیگه ای ببخشید.
بلاگر... بلاگر... کامنت مرا پس بده...
سلام... بالاخره این موارد باعث میشه شما هر روز بنویسی یا روز در میون؟ شما که اینقدر سرت شلوغه فکر کنم روزی دو سه تا پست بتونی بنویسی... (نیشخند)
پاسخ دادنحذف