جمعه است، دیشب تا دیر وقت مهمانی بودم و بعد از آن پای چت. مختارم که تا دوازده ظهر بخوابم. آلارم موبایل را تنظیم کردهام برای ساعت پنج صبح، تا بیدار شوم و در خانه چرخی بزنم و بعد... بخوابم. اگر پیوسته بخوابم، مزهی شیرین خواب صبحگاهی جمعه را از دست میدهم. ساعتی بیدار میشوم که دیگر کار از کار گذشته است و دیگر ظهر است و خوابیدن به مثابهی زهر مار است. فرق دارد با اینکه، با آگاهی از این بخوابی که، الآن جمعه است و صبح زود است و ساعتهایی در تابستان هوا سرد است و در کمد دیواری پتویی وجود دارد که گرم و سنگین است و من هم مثل یک انسان آزاد حق دارم تا لنگ ظهر بخوابم.
من فکر میکنم، بهتر باشد وسط زندگیمان کمی از خواب بیدار شویم؛ شاید چیزهایی را حس کنیم که ادامهاش را برای ما لذتبخش کند؛ به جای آنکه لنگ ظهر ِ زندگیمان بیدار شویم و با رخوت، تن کوفتهمان را از تختخوابی که یک عمر در آن خوابیدهایم بیرون بکشیم و برویم مسواک بزنیم! من فکر میکنم حتا کمی چشم باز کردن در میانههای راه زیبایی ادامهاش را دوچندان کند. من فکر میکنم کسانی که نماز صبح میخوانند این را هر روز تجربه میکنند. من فکر میکنم بهتر است بروم و به ادامهی همان خواب شیرین بپردازم تا از سرم نپریده... باید ادامه بدهم؛ باید این سرمای جزئی را حس کنم، باید آن پتوی گرم و سنگین را از کمد دیواری بکشم بیرون به جای مچاله شدن زیر باد کولر، صبح جمعهام را با خواب دلپذیری سر کنم، به زودی خورشید میآید وسط آسمان و ظهر میشود.
اوه... دارد خواب از سرم میپرد... رفتم... رفتم بخوابم...
----------------------------------------------------------
+ چند پست قبل "جان مریم" رو آپلود کرده بودم و لینک دانلود رو گذاشته بودم. که متاسفانه کیفیت خوبی نداشت؛ لینک رو عوض کردم. این جدید که گذاشتم فوق العادهست. فوق العاده! جالبه که صحبتهای محمد نوری رو قبل از اجرا بشنوید.
سلام. برو بخواب که این خواب شیرین گوارای وجود...
پاسخ دادنحذفخب والله خيلي همت ميخواد بلند شي بياي صبح جمعه اي كامنت بگذاري و بعد بگيري بخوابي
پاسخ دادنحذفولي خب ما كه سر كاريم و كارمون هم جمعه و شنبه نداره !
چه كنيم ! جون شما آي دلم ميخواست امروز تا لنگ ظهر بخوابم
من هم به روزم
خواب چون درفکند از پایم / خسته میخوابم از آغاز غروب / لیک آن هرزه علف هایی که کندکشان از مزرعه صبح / باز برمی گردند روز !
پاسخ دادنحذفبه محمدرضا:
پاسخ دادنحذفخوابیدم تموم شد. الآن ساعت 2:39 ظهره. :)
به هبچکس:
شما که همش در سفرید!
به زکریا:
قشنگ. مرسی
درود
پاسخ دادنحذفلینکت کردم ;)
بدرود
لذت واقعی را وقتی می بری که ناگهان و طبق عادت هر روزه از خواب می پری و بعد یادت می افتد که اِ... امروز جمعه است و می توانی ناتمام وجودت را تمام کنی بی هیچ دلواپسی . به پایان رساندن قصه ها همیشه لذتبخش است حتی اگر در خواب باشد.
پاسخ دادنحذفمن که صبحا نماز می خونم جز حس سر گیجه و علاقه برای زودتر پریدن تو رختخواب هیچ حس دیگه ای ندارم .حالا من خخیلی بی احساسم؟
پاسخ دادنحذفبه آرماندو:
پاسخ دادنحذف:)
بالاخره اومدی؟ خوش اومدی.
به پیر فرزانه:
آه بله. این هم یکی از لذت های خیلی شیرین خواب ه
به درسا:
نه بی احساس نیستی، هوووم شاید مثلن شده عادت. نمی دونم.
من هم شما را به لامصّب!خوابم نمیبره؛ فردا شنبه اول هفته است وهزارجورکاردارم بایدصبح زود بلندبشوم دعوت می کنم بزودی!
پاسخ دادنحذفگذاشتم ازعصرجمعه گذشتی بعدکامنت نوشتم برایت والا معلوم نبود با آن پریشانی همارۀ همه درغروب های جمعه چه واکنشی نشان می دادی.
که قبلاً اعتراف کرده ای که بعضی وقتها بزرگ وکوچک هم جلودارت نیست.
کامنت بلند هم نوشتم که چشمات سنگین بشود پشت کامپیوتر وبتوانی خوابت را ادامه بدهی. یا...هو
به خاطر همین خواب ناقابل صبح جمعه س که چند ساله کوه رفتن رو گذاشتم کنار. انصافا خواب و تنبلی گاهی خیلی می چسبه:)
پاسخ دادنحذفبه دلقک ایرانی:
پاسخ دادنحذفهــــی بله این غروب جمعه کلن دلگیر ه. اما امروز با این که تنها بودم و خبری هم نبود بد نگذشت.
:)
به درخت ابدی:
بله، همین طوره، اصلن خودش تفریح ه! (چقدر خوب توجیح می کنم! خودمم داره باورم می شه!)
سلام هلن عزیز جالب بود این خواب میگن خواب همونه که دیروز انجام دادیم وشاید کاری که فردا انجام میدهیم
پاسخ دادنحذفراستی با مطلبی به عنوان فقر امروزی بروزم وقصد دارم با همکاری دوستان راهکارهای مفیدو کارامد درمان را با هم پیداکنیم منتظر حضور سبزت هستم
حالا تونستی بخوابی یا پرید؟
پاسخ دادنحذف"برای دریافتن بعضی اسرار فقط باید سحر خیز بود"ویکتورهوگو
پاسخ دادنحذفبیدار شدن صبح زود عالیه... و خوابیدنش شیرین تر
به به! جمعه صبح پا میشی و می بلاگی؟ ماشاالا!!
پاسخ دادنحذفالبته علاوه بر نمازگذاران عزیز بعضی وقت ها هم روزه داران این لذت رو پیدا می کنن،مضافا اینکه توصیه شده مسلمین بعد از نماز صبح نخوابند!
به آگاهی:
پاسخ دادنحذففکر کنم خواب خود ِ خود ِ ماییم
به امیر:
تخت خوابیدم
به نوید:
خب وقتی اسرار رو کشف کردی دوباره بخواب!
به آکو:
خب "مسلمین" نخوابن بعدش! به من چه!
تيترت محشر بود هلننننننننننننننننن
پاسخ دادنحذفخواب جمعه اونم تا ظهر... به به به...
پاسخ دادنحذف[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
پاسخ دادنحذفبه زهرا باقری شاد:
پاسخ دادنحذف:)
استکهلم خوش می گذره؟
به پرند:
به به به به... فلسفه ی وجودیش همینه.
به حبیب:
wooow
مرسی! شما خودتون گل هستید.
شاید به خاطر کامه ی مرگ باشه که خواب دلپذیره. از دست رفتن تک تک حواس و .. شعرای دوره رمنتیسم انگلستان شیقته ی خواب بودند و حتی براش چکامه می سرودند. حضور ذهنم الان دریانوردکهن کالریج است که توی منظومه پر تنشش قسمتی به خواب و آرامش کوتاه دریانورد اختصاص داره..
پاسخ دادنحذفبه پرده پرنگار:
پاسخ دادنحذفمرسی
چه اطلاعات خوب و جالبی!
چه تفاهمی
پاسخ دادنحذفمنم روزهای تعطیل معمولا آلارم گوشی رو خاموش نمی کنم
البته حال پا شدن و چرخ زدن رو ندارم
اماهمین که بیدار میشی و دوباره می خوابی جدا لذت بخشه
بابت ایمیل ممنون حتما ازش استفاده می کنم
پاسخ دادنحذف:)
پاسخ دادنحذفپس فقط من نیستم!
خواهش