کتاب چرا، اما هیچ وقت اهل روزنامه و مجله نبودم. درست برعکس من، آقای میم بود که مجله خوان و روزنامه خوان بود و گاهی مقالاتی را که خوشش می آمد، می داد که بخوانم و اظهار نظر کنم. حتا خدا بیامرز، اعتماد ملی را هم خواندنم نمی آمد! و کلاً اطلاعم از اخبار، از طریق گوش دادن به BBC بود.
با این اوصاف همیشه، وقتی از جلوی دکه ی روزنامه فروشی نزدیک خانه مان رد می شوم، می ایستم و یک نگاهی می اندازم.
امروز، طبق روال عادی، دیدم که روی شیشه ی دکه یک کاغذ A3 چسبانده اند:
""مهرنامه به سردبیری محمد قوچانی رسید""
بار ها اسم محمد قوچانی را در اخبار شنیده بودم و به لطف آقای میم، چند تا از مقاله های توپش را خوانده بودم.
روی میز را نگاه کردم؛ نبود.
من: ببخشید، می شه مهرنامه رو به من بدین؟
جوانک: بفرمایید.
و از پشت سرش یک مجله قطور (قطور به نسبت مجله بودنش) گذاشت روی میز. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، قیمتش بود!
4000 تومان!!!
من (زیر لب): wow!
و بعد بقیه...
ماه نامه علوم سیاسی... چرا نباید لائیک بود؟... با آثاری از: ... صادق زیباکلام... نقد کتاب "خلقیات ما ایرانیان" از محمد علی کاتوزیان...
" من که نمی خوانم! چرا بخرم؟!"
"همین دیروز بود حاضر بودم برای یه تاپ ِ به درد نخور با جنس افتضاح 9تومن بدما! هووووم اینو اگه یه کم ازش بخونم هم باز می ارزه."
یک 2000تومنی و دو تا 1000ای از کیف مبارک بیرون آوردیم و به شعور سیاسی مان لطف بزرگی نمودیم. و خوشبختانه حسابی مرا گرفت. و دارم به خوبی می خوانم. نمی دانم این تاثیر آن پولی بود که دادم و حیفم می آید نخوانم اش؛ یا شاید تاثیر نبودن آقای میم است که می خواهم به خودم ثابت کنم نیازی به او نیست؛ یا شاید تازگی مجله خوان شده ام و خبر ندارم؛ یا شاید هم این یکی فرق دارد و خیلی جذاب است...
به هر جهت توصیه اش می کنم.
بله... توصیه اش می کنم... توپ است... بله... توپ است...
------------------------------------------------------------------------
+ خواهر: همیشه جزء تغییراتی باش که می خوای تو دنیا اتفاق بیفته.
لذت بردم دوست من ! حقیقتا لذت بردم ! آفرین ! چقدر این استدلال برای هزینه کردنت جذاب بود !!!
پاسخ دادنحذفآفرین رفیق دمت گرم !