۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

«من» تو را اشتباهی گرفتم




آرزو نمی کنم کاش هرگز نمی شناختمت....

آرزو نمی کنم کاش واگن های مترو پایانی نداشتند و من هرگز آن جوان اوورکت پوش را نمی دیدم....

باید تو را می دیدم... باید تو را می شناختم...

آرزو نمی کنم روزهای خوش گذشته برگردند و تو باز بگویی "دوستت دارم"...

آرزو نمی کنم هرگز... هرگز آرزو نمی کنم برگردند...

تقصیر تو نبود

«من» تو را اشتباهی گرفتم....

۴ نظر:

  1. "من تو رو اشتباهی گرفتم،
    با کسی که همه ی زندگیمه
    با کسی که مثل یه نوازش
    تو آرامش من سهیمه...

    مشتمو باز کردم ببینم تو رو تو دستم،
    مثل پروانه ای پرواز کردی..."

    «من تو رو اشتباهی گرفتم - سعید مدرس»

    ...

    زیبا نوشتید و دلنشین ... یاد خاطرات خودم افتادم...

    پاسخ دادنحذف
  2. رختخواب دوشـــیزگی۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۹

    ممنون بابت اون شعر و اینکه به یادم بودی...
    به خاطراتم برد منو...

    پاسخ دادنحذف
  3. چقدر بغضم رو ترکاند این پستت هلن...

    پاسخ دادنحذف